حسين بن حسن خوارزمي

مقدمة 19

شرح فصوص الحكم

او به مدارج اقصى ، عمل صالح است كه قسمتى است از حكمت . و حضرت مولوى در مثنوى معنوى بدين اشارت كرد آن جا كه فرمود ، شعر : حكمت دنيى فزايد ظنّ و شك حكمت دينى بود فوق فلك و مادر شرح مثنوى ديباچهء دفتر ثالث [ اين قول ] مولوى را كه مىگويد « الحكم جنود الله تعالى في أرضه يقوى بها أرواح المريدين » آورده‌ايم ، و به تحقيق اقسام حكمت موشّح ساخته‌ايم و مقدمه اى در آن باب پرداخته ، طالبان حقايق و اسرار را از آن موضع مطارح انظار بايد ساخت » . [ ورق 1 - پ ، 2 - ر ] و اين اشاره نيز ، اوّلا ، دليلى است استوار كه شارح شرح فصوص الحكم مورد بحث كمال الدين حسين خوارزمى معروف است ، و ثانيا اينكه خوارزمى شرح فصوص الحكم را بعد از تصنيف شرح دفتر سوم مثنوى جلال الدين محمد مولوى بلخى - يعنى بعد از سال 833 - ساخته و پرداخته است . و چون سال شهادت او را ( 840 ) نوشته‌اند ، بايد شرح فصوص را بين سالهاى 833 تا 840 پرداخته باشد . ج - استشهاد به اشعار خواجه شارح در بسيارى از فصهاى اين شرح فصوص به اشعارى استناد و استشهاد مىكند ، و آن اشعار را از سروده هاى شخصى - كه او را فقط به عنوان « خواجه » مىخواند - مىداند . مثلا در ورق [ 25 - پ ] مىخوانيم : « خواجه - قدّس الله سرّه - مىفرمايد : اى آن كه تو عقل و جان جانى چه جاى چنين سخن كه صد چندانى چون روى تر است نور روى تو حجاب زان روى ز پيدايى خود پنهانى » و در بحث حكمت قدرى مىنويسد [ 27 - پ ] : « خواجه - قدّس سرّه - مىفرمايد : در چشم تو گر چه شكل بسيار آمد چون در نگرى يكى بتكرار آمد گر قدرت و فعل هست ما را نه ز ماست ز آنست كه حق به ما پديدار آمد » . اين « خواجه » كيست كه شارح به كرّات و مرّات به اشعار او استشهاد كرده ، و با جملهء دعائيه « قدّس الله سرّه » و فعل « فرمايد » و عنوان « خواجه » از او ياد مىكند ؟ د - اشاره به كتاب نثر الجواهر مراد شارح از اين « خواجه » كسى است كه كتاب « نثر الجواهر » را در رموز و غموض عرفانى پرداخته است . و ظاهرا كتاب مزبور اثرى بوده منثور و آميخته به اشعارى از مؤلف . در ورق [ 34 - پ ] در شرح فصوص مورد بحث مىخوانيم : « خواجه